¤ نوشته شده در ساعت ٩:۳۱ ب.ظ توسط maede
۱۳۸٩/۱/٢٤
هوا که اینجوری شروع می کنه به دیوونه بازی در آوردن من دوباره ایمان میارم
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٤٠ ب.ظ توسط maede
۱۳۸٩/۱/٢٤
عمر بی خیالی و آرامش من به اندازه چند تا نیمه عمر فلوکستینه
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٢۱ ب.ظ توسط maede
۱۳۸٩/۱/۱۱
¤ نوشته شده در ساعت ۳:٢٦ ب.ظ توسط maede
۱۳۸٩/۱/٧
سال گذشته این روزها پا می کوبیدم بر خاک بیابان خشک تو و در گرد و خاک به هوا رفته نفسم بند می آمد .امسال , این روزها پا نمی کوبم .بر هیچ کجا پا نمی کوبم.سرم در ابرهاست و مست رطوبت ابرها هستم.
¤ نوشته شده در ساعت ۱:٥٦ ب.ظ توسط maede
۱۳۸۸/۱٢/٢۱
از پدربزرگ چشم های آبیش رو نه اما عشق به چوب رو به ارث بردم.
پدربزرگ نجار بود.
و من در خیالم مجسمه های چوبی می سازم.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٥٤ ب.ظ توسط maede
۱۳۸۸/۱٢/٢٠
من رو زنده می کنی.
تا اینجای قضیه خوبه اما می تونی به همون راحتی هم من رو بکشی.
اینه که دارم مدام میمیرم و زنده میشم.
¤ نوشته شده در ساعت ۱:٢٩ ب.ظ توسط maede
۱۳۸۸/۱٢/۱۸
میان دو قطب تو
سرگردانم
افسردگی
مانیا
¤ نوشته شده در ساعت ۸:۳۱ ب.ظ توسط maede
۱۳۸۸/۱٢/۱۸
ا"پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیبی نرسد"
مثل اینه که بگی
"از ما بخرید. به نفع ماست"ا
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٢٤ ب.ظ توسط maede
۱۳۸۸/۱٢/٤
یه خط مستقیم می کشم از خودم به اونجایی که "هنری مور" ایستاده و چشمام و می بندم و می گم خدایا من و به راه راست هدایت کن
¤ نوشته شده در ساعت ٦:٠٤ ب.ظ توسط maede
